اگر سرمایهگذاری خارجی ممکن بود، ایران اکنون چند یونیکورن داشت؟

اگر سرمایهگذاری خارجی ممکن بود، ایران اکنون چند یونیکورن داشت؟
روزانه صدها پیک اسنپفود و تپسیفود در ترافیک سنگین بزرگراههای تهران در تردد هستند، میلیونها نفر درخواست تاکسی اینترنتی ثبت میکنند و هزاران سفارش از مرکز پردازش عظیم دیجیکالا به مقاصد دور و نزدیک در کل ایران خارج میشوند؛ این تصویر، حتی در مقیاس جهانی، نمایی از اقتصاد دیجیتال پویا و چابک است؛ اما وقتی از خیابان فاصله میگیریم و به جداول مالی نگاه میکنیم، با تصویر کاملا متفاوتی مواجه میشویم.
ایران از نگاه جمعیتی و عملیاتی، مؤلفههای موردنیاز برای میزبانی از چندین یونیکورن (استارتاپهایی با ارزش بیشاز یک میلیارد دلار) را دارد. بهلطف جمعیت ۹۰میلیونی، ضریب نفوذ ۱۴۰درصدی اینترنت موبایل، شهرنشینی گسترده و طبقهی متوسط تحصیلکرده، پلتفرمهای بومی به مقیاسی از نفوذ دست یافتهاند که در برخی موارد حتی از غولهای فناوری خاورمیانه و حتی ترکیه پیشی میگیرد؛ اما انزوای ژئوپلیتیک، تحریمهای فلجکننده، تورم افسارگسیخته و قطعبودن ارتباط با سرمایهگذاران بینالمللی باعث شده است هیچکدام از آنها در آمار رسمی یونیکورنهای جهان دیده نشوند.
حال سؤالی مطرح میشود که اگر شرایط اقتصادی عادی بود؛ یعنی ارز تکنرخی میبود، تورم مهار میشد و سرمایهگذار خارجی به کشور راه مییافت و استارتاپهای ایرانی به بورسهای جهانی راه مییافتند، ارزش واقعی استارتاپهای ایرانی چقدر میشد؟ با پاسخ به این سوال، تازه میفهمیم اقتصاد دیجیتال ایران چه ثروت و پتانسیل عظیمی را در انزوا از دست داده است.
یونیکورنها چطور ساخته میشوند؟
در ادبیات استارتاپی، یونیکورن به شرکت نوپایی با ارزشگذاری حداقل یک میلیارد دلار گفته میشود؛ ارزشی که معمولا در دورهای پایانی جذب سرمایه یا معاملات بزرگ ادغام و تملیک تعیین میشود، نه در حساب و کتاب داخلی شرکتها. در اغلب اقتصادهای نوظهور، یونیکورنها ترکیبی از مقیاس عملیاتی بزرگ، دسترسی به سرمایهی جسورانه و امکان خروج از طریق IPO (عرضهی اولیه) در بازار بورس را دارند.
بررسی مسیر رشد استارتاپهای پیشرو نشان میدهد که برای دستیابی به جایگاه یونیکورن در هر صنعت یا حوزهای، ابتدا باید چهار پیششرط بنیادین محقق شوند.
۱. دسترسی به بازار هدفِ وسیع: استارتاپ باید در زمینهای فعالیت کند که پتانسیل دستیابی به درآمد سالانهی صدها میلیون دلاری یا GMV (ارزش ناخالص کالا یا خدمات مبادلهشده) چند میلیارد دلاری را داشته باشد. بازارهای کوچک یا محدود به یک جغرافیای خاص، معمولا کشش لازم برای خلق یونیکورن را ندارند؛ بههمین دلیل، مقیاسپذیری و امکان گسترش به بازارهای منطقهای اولویت مییابد.
تبدیلشدن به یونیکورن، فرآیندی سرمایهبر است
۲. رشد نمایی و پایدار: نرخ رشد درآمد یا GMV در چنین استارتاپهایی معمولا برای چندین سال متوالی فراتر از ۳۰ تا ۴۰ درصد ثبت میشود؛ بهعنوان مثال طبق گزارشهای منتشرشده، دیجیکالا در سالهای اخیر توانسته رشد دو رقمی در ارزش ناخالص تراکنشهای خود را حفظ کند که نشاندهندهی بلوغ مدل کسبوکار در مقیاس بزرگ است.
۳. دسترسی به جریان بینالمللی سرمایهگذاری جسورانه: تبدیلشدن به یونیکورن، فرآیندی سرمایهبر است و تقریبا همیشه به جذب سرمایه در مراحل پایانی نیاز دارد. در این مراحل، مبالغ سرمایهگذاری معمولا از توان سرمایهگذاران داخلی خارج میشود و حضور کنسرسیومهای بینالمللی یا صندوقهای بزرگ جهانی ضرورت مییابد. یکیاز گلوگاههای اصلی اکوسیستم ایران، به ارتباطنداشتن با بازارهای مالی جهانی و فقدان سرمایهگذاران خارجی برای تأمین مالی در ابعاد چندصد میلیوندلاری بازمیگردد.
۴. شفافیت در استراتژی خروج: سرمایهگذاران تنها زمانی وارد بازیهای بزرگ میشوند که مسیر نقدشوندگی سرمایهشان شفاف باشد. این مسیر معمولا به دو شکل محقق میشود:
- عرضهی اولیهی عمومی (IPO): ورود به بورسهای معتبر جهانی؛ مانند نیویورک، لندن یا استانبول که نیازمند شفافیت مالی و استانداردهای بینالمللی است.
- ادغام و تملیک (M&A): فروش سهام به غولهای فناوری یا بازیگران استراتژیک بینالمللی.
الگوهای منطقهای؛ یونیکورنهای خاورمیانه و ترکیه
گزارش مؤسساتی نظیر سیبی اینسایتس از نقشهی پراکندگی یونیکورنها، این واقعیت مهم را روشن میکند که خاورمیانه و ترکیه دیگر بازیگران حاشیهایِ اقتصاد دیجیتال نیستند؛ آنها امروز خانهی دهها یونیکورن و حتی دکاکورن (استارتاپ ۱۰ میلیارد دلاری) هستند. رسیدن به چنین ارزشگذاریهای خیرهکنندهای حاصل پیوند خوردن بازارهای تشنهی فناوری با سرمایههای جسورانهی بینالمللی و البته، نگاه توسعهطلبانه به آنسوی مرزهاست.
سهم خاورمیانه ۷٫۵ میلیارد دلار؛ سهم ایران، هیچ
نگاهی به گزارش Wamda از آمار سرمایهگذاری در استارتاپهای خاورمیانه و آفریقای شمالی نشان میدهد که ۶۴۷ استارتاپ در سال ۲۰۲۵ توانستهاند سرمایهی ۷٫۵ میلیارد دلاری جذب کنند که رشد سالانهی ۲۲۵درصدی در میزان جذب سرمایه را نشان میدهد. عربستان و امارات بهترتیب با ۵ و ۲ میلیارد دلار، رکورددار جذب سرمایه بودند؛ اما بخش غمانگیز ماجرا این است که در فهرست ۱۷-تایی کشورها، نامی از ایران دیده نمیشود.
در ادامه با نمونههایی از استارتاپهای پیشرو در خاورمیانه و ترکیه آشنا میشویم؛ استارتاپهایی که توانستهاند با گسترش فعالیتهایشان در منطقه و جذب سرمایهی خارجی، به ارزشگذاری خیرهکنندهای دست پیدا کنند.
معیار ارزشگذاری فروشگاههای آنلاین ترکیه
اکوسیستم استارتاپی ترکیه، با تکیه بر جمعیت جوان و موقعیت استراتژیکش میان آسیا و اروپا، نمونهی درخشانی از مقیاسپذیری را بهنمایش میگذارد. پلتفرم تجارت الکترونیک Trendyol گل سرسبد این اکوسیستم بهشمار میرود. ترندیول در آگوست ۲۰۲۱ با جذب سرمایهای عظیم از کنسرسیومی به رهبری سافتبنک و صندوقهای حاکمیتی خلیج فارس، به ارزشگذاری ۱۶٫۵ میلیارد دلاری رسید و لقب اولین دکاکورن ترکیه را گرفت.
گزارشهای مالی گروه علیبابا، بهعنوان سهامدار عمدهی ترندیول به کمیسیون بورس آمریکا (SEC) نشان میدهد که ترندیول در زمان ثبت رکورد تاریخی ۱۶٫۵ میلیارد دلاریاش توانسته بود GMV سالانهاش را به مرز ۱۰ میلیارد دلار نزدیک کند. این حجم از درآمدزایی، نتیجهی مستقیم ساخت شبکهی لجستیک قدرتمند و گسترش بازار به سمت خاورمیانه و اروپا بود.
Hepsiburada، رقیب قدیمی ترندیول مسیر متفاوتی را انتخاب کرد و راهی بورسهای جهانی شد. این استارتاپ در اواسط سال ۲۰۲۱ با عرضهی اولیه سهامش در بورس نزدک آمریکا، ۳٫۹ میلیارد دلار ارزشگذاری شد. طبق اسناد رسمی ارائهشده به بورس آمریکا، هپسیبورادا در سال ۲۰۲۰ حجم تراکنش معادل ۱۷ میلیارد لیر (حدود ۲٫۴ میلیارد دلارِ آن زمان) را ثبت کرده بود؛ بنابراین در بازار ترکیه، دو استارتاپ فعال در حوزهی فروش اینترنتی، با نسبت حدود ۱٫۶برابر GMV-شان ارزشگذاری شدهاند.
استراتژی استارتاپهای امارات؛ عبور از مرزهای داخلی
برخلاف ترکیه، امارات بازار داخلی کوچکی دارد؛ بههمین دلیل استارتاپهای دبی یا ابوظبی از همان روز اول با رؤیای توسعهی فرامرزی شکل میگیرند. سوپراپ و پلتفرم حملونقل Careem موفقترین خروجیِ این استراتژی است. کریم برای عبور از محدودیتهای بازار محلی امارات، به سرعت فعالیتش را به بیشاز ۱۰۰ شهر در ۱۵ کشور خاورمیانه، شمال آفریقا و پاکستان گسترش داد. همین جسارت در مقیاسپذیری باعث شد تا اوبر در مارس ۲۰۱۹، کریم را با مبلغ چشمگیر ۳٫۱ میلیارد دلار تصاحب کند.
استارتاپ کریم تا آن زمان یک شرکت خصوصی بود و آماری از عملکردش را منتشر نمیکرد؛ اما تخمینها نشان میدهد که کریم در سال ۲۰۱۸، یک میلیون راننده و بیشاز ۳۰۰ میلیون سفر داشته است. اگر به دیدهی تردید به این تخمین نگاه کنیم و تعداد سفرها را ۳۰ درصد کمتر در نظر بگیریم، با نرخ متوسط کرایهی ۵ تا ۸ دلار برای منطقهی خاورمیانه، جریان مالی کریم را ۱٫۰۵ تا ۱٫۶۸ میلیارد دلار بهدست میآوریم؛ اگر مبلغ متوسط کرایهها را ۶ دلار در نظر بگیریم، به نسبت ۲٫۴۶برابرِ جریان مالی Careem برای مبلغ قراردادش با اوبر میرسیم.
عربستان سعودی؛ قدرتنمایی با اتکا به بازار داخلی
اکوسیستم استارتاپی عربستان سعودی در سالهای اخیر با تزریق سنگین سرمایههای دولتی و تکیه بر قدرت خرید بالای شهروندانش، رشد خیرهکنندهای را تجربه کرده است. استارتاپهای سعودی، برخلاف همتایان اماراتی خود، به لطف وسعت و عمق بازار داخلیشان میتوانند حتی پیشاز خروج از مرزها به یک یونیکورن تبدیل شوند. پلتفرم تحویل غذای Jahez یک نمونهی کلاسیک از همین مدل توسعه بهحساب میآید.
جاهز بهجای اینکه زودتر از موعد به فکر فتح بازارهای خارجی بیفتد، نفوذش را در شهرهای مختلف عربستان عمیقتر کرد و در نهایت، مسیر عرضهی اولیه در بازار بورس موازی عربستان (Nomu) را در پیش گرفت. جاهز در اوایل سال ۲۰۲۲ با ارزشگذاری ۲٫۴ میلیارد دلاری وارد بورس شد. گزارش سالانهی شرکت نشان میدهد که جاهز در سال قبل از عرضهی اولیه، موفق شده بود مجموع GMV خود را به ۳٫۳ میلیارد ریال سعودی (معادل ۸۹۰ میلیون دلار) برساند. بدینترتیب سرویس تحویل غذای جاهز با نسبت ۲٫۶۹برابر GMV سال ۲۰۲۱ ارزشگذاری شده است.
پارادوکس بازار ایران؛ مقیاسپذیری بالا، ارزشگذاری پایین
دههی ۱۳۹۰ برای اکوسیستم استارتاپی ایران با رؤیایی بزرگ آغاز شد؛ رؤیای تولد نخستین یونیکورن ایرانی در تهران. در سالهای میانی این دهه با گشایشهای بینالمللی حاصل از توافق برجام و ورود سرمایهگذاران خارجی مانند راکت اینترنت و پومگرانِت، خون تازهای در رگهای اقتصاد دیجیتال کشور تزریق شد. در آن روزهای طلایی، رسیدن به ارزشگذاری یک میلیارد دلاری با دلاری که در کانال ۳ تا ۴ هزار تومان نوسان میکرد، هدفی کاملا در دسترس بهنظر میرسید. پلتفرمهای نوپا با سرعتی نمایی رشد میکردند و با الگوبرداری از نمونههای موفق جهانی، در حال تسخیر بازارهای سنتی بودند.
بهار استارتاپی ایران دوام چندانی نداشت
متأسفانه بهار استارتاپی ایران دوام چندانی نداشت؛ با بازگشت تحریمها و آغاز تلاطمهای بیسابقهی ارزی، مسیر رشد اکوسیستم بهکلی تغییر کرد. استارتاپی که روزگاری میتوانست رؤیای یک میلیارد دلاری شدن را در سر بپروراند، حالا برای حفظ ارزش دلاریِ گذشتهی خود باید سالانه رشد ریالیِ چند صد درصدی به ثبت برساند. از سویی دیگر، محدودیتهای زیرساختی اینترنت، موج مهاجرت نیروی کار متخصص و مسدود شدن مسیرهای خروج به سمت بورسهای جهانی یا ادغام با غولهای بینالمللی، دیواری بلند به دور اقتصاد دیجیتال ایران کشید.
باوجود تمام موانع ساختاری، یک پارادوکس بزرگ در بازار ایران شکل گرفت؛ انزوای اجباری و غیبت بازیگران جهانی نظیر آمازون و اوبر، به پلتفرمهای داخلی فرصت داد تا در فضایی انحصاری، به مقیاسهای خیرهکنندهای از نفوذ در میان کاربران دست پیدا کنند. امروز با شرکتهایی روبهرو هستیم که از نظر حجم عملیات و تراکنشها، شانهبهشانهی یونیکورنهای خاورمیانه حرکت میکنند؛ اما در ترازنامههای مالی و بهدلیل افت ارزش پول ملی و قطع ارتباط با بازارهای مالی آزاد، با مبالغی بسیار کمتر از ارزش ذاتیشان قیمتگذاری میشوند.
توجه داشته باشید که شرکتهای خصوصی بهطور معمول آمار دقیقی از جزئیات عملکرد مالی خود ارائه نمیدهند؛ بنابراین، تحلیلی که در ادامه میخوانید، بر پایهی اطلاعات محدودِ موجود در گزارشهای سالانهی شرکتها، دادههای منتشرشده از سوی نهادهای بالادستی و تخمینهای کارشناسی بنا شده؛ در تمامی محاسبات تلاش شده است تا با اتکا به تقریبهای محافظهکارانه، دربارهی مبالغ ارزشگذاری و مقیاس واقعی کسبوکارها صحبت شود.
با بررسی چند استارتاپ پیشرو در بازارهای ترکیه و خاورمیانه دیدیم که آنها با گردش مالی میلیارد دلاری و ضریبی در حدود ۱٫۵ تا ۲٫۵ برابرِ حجم تراکنشهایشان ارزشگذاری شدهاند. حالا باید پرسید دیجیکالا، اسنپ و تپسی با اعداد و خروجیهای فعلیشان در کجای مختصات میایستند؟
دیجیکالا؛ آمازون ایران
دیجیکالا امروز دیگر صرفا یک فروشگاه اینترنتی نیست؛ بلکه بهعنوان رهبر تجارت الکترونیک ایران، اکوسیستمی پیچیده از لجستیک، فینتک، تبلیغات دیجیتال و خردهفروشی را شکل داده است؛ در طول دو دهه، این پلتفرم توانست باوجود تلاطمهای اقتصادی، تورم سنگین و غیبت رقبای بینالمللی، رفتار خرید میلیونها ایرانی را تغییر دهد و شبکهی توزیعی بهوسعت کل کشور بسازد؛ اما وقتی صحبت از سنجش ارزش واقعی دیجیکالا بهمیان میآید، معادلات بهدلیل شرایط خاص اقتصاد کلان ایران پیچیده میشود.
برای درک جایگاه دیجیکالا، ابتدا باید ببینیم سرمایهگذاران چه نگاهی به ارزش آن دارند و سپس این نگاه را با مقیاس واقعیِ عملیات شرکت مقایسه کنیم. در حال حاضر، دو دادهی مالی مهم برای تخمین ارزش فعلی دیجیکالا روی کاغذ در دسترس است که تصویری از شرایط کنونی بازار ترسیم میکند:
- معاملهی همراه اول (مرداد ۱۴۰۳): در جریان خرید ۴۰ درصد از سهام دیجیکالا توسط همراه اول، ارزش کل این پلتفرم، ۳۰ هزار میلیارد تومان ارزیابی شد. با در نظر گرفتن میانگین نرخ ۶۸ هزار تومانی دلار آزاد در آن مقطع، این مبلغ بهطور تقریبی معادلِ ۴۴۱٫۲ میلیون دلار بود.
- گزارش عملکرد پومگرانِت (منتهی به آوریل ۲۰۲۵): شرکت سرمایهگذاری سوئدی پومگرانت که سهامدار تعدادی از استارتاپهای ایران است، در گزارشهای خود، ارزش سهام ۱۱٫۳ درصدیاش در دیجیکالا را ۶۵٫۹ میلیون یورو اعلام کرده که با محاسبهای ساده، این عدد بهطور ضمنی ارزش کل دیجیکالا را حدود ۵۶۳٫۲ میلیون یورو (تقریبا ۶۳۲٫۷ میلیون دلار) نشان میدهد.
تصویر واقعی و پتانسیل اصلی دیجیکالا زمانی روشنتر میشود که از ترازنامههای محدودِ فعلی فاصله بگیریم و بهسراغ حجم ناخالص تراکنشها برویم؛ شاخصی که نشان میدهد این پلتفرم در عمل چه حجم از اقتصاد کشور را به گردش درمیآورد. طبق دادههای مرکز توسعهی تجارت الکترونیک و گزارشهای خود شرکت، میتوانیم با تقریبی محافظهکارانه به اعداد قابلتوجهی برسیم. جدول زیر مسیر رسیدن به ارزش تخمینی GMV دیجیکالا را نشان میدهد:
منبع : زومیت