zoomit

میمون تنها، عروسک و آزمایشی ۷۰ ساله: از داستان پانچ چه چیزی درباره دلبستگی می‌آموزیم؟

میمون تنها، عروسک و آزمایشی ۷۰ ساله: از داستان پانچ چه چیزی درباره دلبستگی می‌آموزیم؟

آزمایش یادشده پاسخ هارلو به نظریه غالب آن زمان، یعنی رفتارگرایی بود. همان‌طور که مارک نیلسن استاد دانشکده روان‌شناسی دانشگاه کوئینزلند در کانورسیشن توضیح می‌دهد، رفتارگرایان معتقد بودند که بچه‌ها به کسانی دلبسته می‌شوند که نیازهای فیزیکی آن‌ها، مانند غذا و سرپناه، را تامین کنند. اما هارلو این نظریه را به چالش کشید و نشان داد که بچه‌ها برای ایجاد دلبستگی به مراقبت، محبت و مهربانی نیاز دارند، نه صرفاً تغذیه فیزیکی.

هارلو نشان داد که میمون‌ها بیشتر وقت خود را به «مادر» نرم و حوله‌ای چسبیده‌اند، حتی اگر مادر سیمی آن‌ها را تغذیه می‌کرد. این یافته اهمیت نرمی، مراقبت و محبت را به عنوان پایه دلبستگی نشان داد. یعنی بچه‌ها، حتی وقتی غذایشان تأمین باشد، امنیت و محبت عاطفی را بر تغذیه فیزیکی ترجیح می‌دهند.

تاثیر یافته‌های هارلو

کشف هارلو تأثیر زیادی بر روان‌شناسی داشت، زیرا دیدگاه رفتارگرای غالب آن زمان را کاملاً تغییر داد. رفتارگرایان تصور می‌کردند که میمون‌ها و انسان‌ها فقط در چرخه‌های پاداش و تنبیه عمل می‌کنند و به کسی دلبسته می‌شوند که نیازهای فیزیکی آن‌ها را برآورده کند. اما هارلو نشان داد که تغذیه عاطفی و محبت اهمیت بیشتری از تغذیه فیزیکی دارد.

بیشتر بخوانید

ترجیح میمون‌ها برای مادر نرم و حوله‌ای، پایه‌ای برای توسعه نظریه دلبستگی شد. براساس این نظریه، رشد سالم کودک زمانی اتفاق می‌افتد که کودک «با اطمینان» به مراقب خود دلبسته باشد. این اتفاق زمانی رخ می‌دهد که والد یا مراقب، محبت، توجه، مراقبت و امنیت عاطفی ارائه دهد. اگر والد سرد، دور یا بی‌توجه باشد، دلبستگی ناایمن شکل می‌گیرد. به زبان ساده، حتی اگر یک کودک همه نیازهای غذایی‌اش را دریافت کند، بدون محبت و گرمای عاطفی، قادر به ایجاد پیوند واقعی با والدین خود نخواهد بود.

هرچند یافته‌های هارلو انقلابی در درک ما از نیازهای عاطفی نوزادان رقم زد، این دانش به بهای رنج روانی عمیق میمون‌های رزوس به دست آمد. میمون‌هایی که در آزمایش‌ها از مادر جدا شده بودند، پس از پایان مطالعات هرگز نتوانستند به زندگی اجتماعی عادی بازگردند. آن‌ها دچار اختلالات رفتاری شدید نظیر خودآزاری، هراس از همنوعان و ناتوانی در برقراری پیوندهای عاطفی شدند. حتی زمانی که این میمون‌ها در محیط‌های گروهی قرار گرفتند، به دلیل فقدان الگوی اولیه، رفتارهای تهاجمی غیرعادی از خود نشان می‌دادند که حاکی از آسیب دائمی به ساختار روانی آن‌ها بود.

پژوهش‌های هارلو که امروزه از نظر اخلاقی توسط جوامع علمی به‌شدت محکوم می‌شوند، نشان دادند که «محرومیت عاطفی» در دوران حساس رشد، اثری بازگشت‌ناپذیر دارد. طبق گزارش‌های منتشرشده در منابع علمی، بسیاری از آن میمون‌ها تا پایان عمر در انزوای روانی باقی ماندند و حتی هنگام والدشدن، به دلیل تجربه‌نکردن محبت مادری، توانایی مراقبت از فرزندان خود را نداشتند.

آنچه پانچ به ما می‌آموزد

منبع : زومیت

مشاهده بیشتر
دانلود نرم افزار

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا