بلکفرایدی ۱۴۰۴، یک جنون خاکستری: سود کسبوکارها و خشم کاربران

بلکفرایدی ۱۴۰۴، یک جنون خاکستری: سود کسبوکارها و خشم کاربران
وقتی پلتفرمی اعلام میکند «ساعت ۱۲، پژو ۲۰۷ فقط یک میلیون تومان» هیچ زیرساختی، حتی زیرساختهای مقیاسپذیر ابری (Cloud Scalable)، برای تحمل هجوم ناگهانی میلیونها درخواست در کسری از ثانیه، آمادگی ندارد. این «گلوگاه فنی» واقعیتی مهندسی است، نه توطئهای بازاریابی؛ اما کاربران آن را به فریب تبلیغات کسبوکارها تعبیر میکنند، شاید به این دلیل که کاربر ایرانی بارها طعم بیصداقتی و عدم شفافیت را چشیده؛ پس خطای ۵۰۲ سرور را به حساب «دستکاری» و «فریب» میگذارد.
علاوه بر بحث سرورها، موضوع مهمتری به نام «یکپارچگی موجودی» وجود دارد که کمتر به آن پرداخته شده است. در مدلهای مارکتپلیس (Marketplace) که دیجیکالا و اسنپشاپ بر آن سوار هستند، هزاران فروشنده همزمان موجودی خود را بهروز میکنند. در لحظات پیک ترافیک، همگامسازی دیتابیسِ موجودی با فرانتِند سایت (آنچه کاربر میبیند) دچار تاخیر میلیثانیهای میشود. همین تاخیر ناچیز باعث میشود کاربر دکمه «خرید» را ببیند، اما در مرحله پرداخت با خطای «ناموجود» مواجه شود.
این تجربه کاربری دقیقاً همان نقطهای است که کاربر حس میکند تبلیغات انجامشده واقعیت نداشته و فریب خورده است. در حالی که این اتفاق، حاصل ناتوانی معماری نرمافزار در مدیریت Race Condition (شرایط مسابقه) در مقیاس میلیونی است، نه لزوماً سوءنیت پلتفرم.
فصل سوم: روانشناسی خشم و رکوردهایی که شکسته شدند
آمارهای بلکفرایدی امسال خیرهکنندهاند؛ فروش ۲.۲ هزار میلیارد تومانی دیجیکالا در روز اول و رکوردشکنی خانومی و سایر پلتفرمها در ایام بلکفرایدی نشاندهنده اعتماد مردم به دنیای تجارت الکترونیک است. اما با وجود این رکوردشکنیها فضای مجازی مملو از خشم و دشنام از سوی کاربران است.
این تناقض چگونه حل میشود؟ میتوان گفت پاسخ در «جبر جغرافیایی» و «ترس اقتصادی» نهفته است:
۱. انحصار نسبی: کاربر شاکی، جایگزینی ندارد. آمازون یا فروشگاه دیگری نیست که به آن پناه ببرد و کالای اورجینال بخرد.
۲. FOMO تورمی: در غرب، مردم از ترس تمام شدن کالا میخرند اما در ایران، مردم از ترس گران شدن دلار خرید میکنند. این ترس، محرک بسیار قویتری از هر کمپین تبلیغاتی است.
برندها در بلکفرایدی امسال میدانستند که نارضایتی ایجاد میشود، اما برای ثبت رکوردهای جدید و گزارشهای جذاب به سهامدارانشان، روی «فرسایش برند» (Brand Erosion) چشم بستند. این پدیده را میتوان «پارادوکس نفرت-نیاز» نامید.
کاربر ایرانی در شبکههای اجتماعی از «دروغ بودن تخفیفها» مینویسد، اسکرینشاتهایی از نمودار قیمتی که قبل از بلکفرایدی بالا رفته منتشر میکند و هشتگ تحریم میزند؛ اما در خلوت خود، رأس ساعت مقرر دکمه رفرش را میزند. چرا؟ چون در عمق ناخودآگاهش میداند که حتی همین تخفیفهای نصفهونیمه یا شرایط اقساطی، شاید آخرین فرصت برای خرید کالایی باشد که چند ماه بعد قیمتش دو برابر میشود.
این رفتار دوگانه، سوخت اصلی موتورِ رکوردشکنیهای ۲.۲ همتی است. برندها روی «حافظه کوتاهمدت» و «نیاز بلندمدت» مردم قمار کردهاند و فعلاً برنده شدهاند، اما این پیروزی با تخریب لایه نازک اعتماد اجتماعی همراه بوده است.
فصل چهارم: ایران در برابر جهان؛ عصر حجر در مقابل عصر آگاهی
ناگفته نماند در حالی که ما در ایران در بلک فرایدی هنوز درگیر هیجانات ابتدایی و شکار لحظهها و FOMO هستیم، جهان وارد فاز جدیدی در این حراجی بزرگ شده است: خرید هوشمندانه (Intentional Shopping).
در آمریکا و اروپا، ابزارهای رصد قیمت و شفافیت، بساط «تخفیفهای فیک» را جمع کردهاند. بلکفرایدی دیگر یک روز نیست، بلکه فصلی است برای خریدهای منطقی. رباتها در آنجا هم معضل هستند و کاربران زیادی در ایام بلکفرایدی به والمارت و آمازون فحش میدهند.
در ایران اما، ما هنوز در عصر «فومو» (FOMO) زندگی میکنیم. فقدان ابزارهای دقیق رصد قیمت برای عموم و نوسانات ارزی، اجازه نمیدهد فرهنگ «خرید هوشمندانه» شکل بگیرد. اینجا سرعت کلیک کردن و شانس، بر منطق و نیاز میچربد.
منبع : زومیت


