کاربران بین پیامرسانهای داخلی و خارجی سرگردان ماندهاند

کاربران بین پیامرسانهای داخلی و خارجی سرگردان ماندهاند
علی میرزامحمدی – بالاخره پس از ماهها اختلال و قطعی فرساینده اینترنت بینالملل، در روزهای اخیر نشانههایی از اتصال دوباره شبكه جهانی دیده شد.
دادههای زنده ترافیك اینترنتی از افزایش سطح اتصال ایران و دسترسی دوباره به برخی پلتفرمها حكایت دارد، اما این بازگشت، به جای آنكه پایانی بر نگرانیهای كاربران باشد، خود به آغاز وضعیتی تازه انجامیده است؛ وضعیتی مبهم و ناپایدار كه میتوان آن را «برزخ پیامرسانها» نامید.
جامعه امروز نه در وضعیت قطع كامل است و نه در شرایط دسترسی روشن و پایدار؛ بلكه در نوعی تعلیق فرساینده میان محدودیت و اتصال بهسر میبرد.
نخستین وجه این برزخ، در سطح حقوقی و سیاستی آشكار میشود. یكی از نشریات در شماره تازه خود از رییسجمهوری، معاون اول او و وزیر ارتباطات به عنوان «مثلث شكستن طلسم اینترنت» یاد كرده است. همزمان، بیانیه تحلیلی شورای اطلاعرسانی دولت نیز با تشریح مبانی حقوقی، بر ضرورت آزادسازی اینترنت برای مشاغل، آموزش و اقتصاد دیجیتال تاكید كرده و میان «مخالفان دغدغهمند» و «اقلیت پرهیاهو» تفكیك قائل شده است. اما همزمان، این اراده سیاسی، موانع حقوقی و دستورات موقت نهادهای قضایی در كنار عملكرد گزینشی رسانه ملی، پیامی متناقض به جامعه ارسال میكند.
در چنین وضعی، یك پرسش اساسی مطرح میشود: آیا دسترسی به اینترنت یك «حق» است یا «امتیازی موقت»؟ مشكل فقط قطع یا وصل اینترنت نیست؛ مشكل، بیثباتی در تصمیمگیری و فرسایش اعتماد عمومی است.
دومین وجه این برزخ، جنبه فنی و امنیتی آن است. پس از ماهها محرومیت از اینترنت بینالملل، بسیاری از دستگاهها و اپلیكیشنهای كاربران بهروز نشدهاند. هشدار مسئولان درباره ضرورت بهروزرسانی نرمافزارها پیش از استفاده عادی، بیدلیل نیست؛ چراكه در دورههای گذار، دستگاههای بهروزرسانی نشده بیش از همیشه در معرض حملات سایبری قرار میگیرند. بنابراین، حتی وصل شدن اینترنت نیز بدون آمادگی فنی، میتواند به جای آسایش، ناامنی به همراه بیاورد.
سومین چالش، اقتصاد فیلترشكن است. هر چند سطحی از اتصال برقرار شده، اما بسیاری از پلتفرمهای پركاربرد همچنان بدون ابزارهای عبور از فیلترینگ در دسترس نیستند. این یعنی كاربر ایرانی ناچار به صرف هزینه دوباره برای خرید فیلترشكن است. این هزینه فقط مالی نیست؛ پیدا كردن ابزار امن، وقت، انرژی و آرامش روانی كاربران را نیز مصرف میكند و همزمان بازار غیرشفاف و پرسود فروش VPN را گسترش میدهد.
چهارمین بعد این برزخ كه شاید پیچیدهترین بخش آن باشد، زیست دوگانه كاربران میان پیامرسانهای داخلی و خارجی است. مهاجرت كاربران ایرانی به پیامرسانهای خارجی صرفا یك انتخاب سلیقهای نیست، بلكه دلایل فنی و ساختاری روشنی دارد. از یكسو، «یكسویه بودن» پلتفرمهای داخلی و غلبه رویكرد كانالمحور، فضای تعامل آزاد را محدود كرده و ازسوی دیگر، مسائل فنی ازجمله «سرعت پایین» و اختلالهای مداوم، این مهاجرت را از نظر كاربر كاملا توجیه میكند. پلتفرمهای جهانی به دلیل زیرساختهای پایدارتر و شبكه مخاطبان گستردهتر، ابزار كارآمدتری برای زندگی مدرن محسوب میشوند. اما تردد دایمی میان این دو نوع پیامرسان، فقط مسئلهای رفتاری نیست، بلكه دردسر فنی هم ایجاد میكند. فعال بودن فیلترشكن، گاه عملكرد برخی اپلیكیشنها و پیامرسانهای داخلی را مختل میكند.
در شرایط كنونی، مهاجرت از پیامرسانهای داخلی به خارجی با تردید و ابهام همراه است. از یك طرف بیم بازگشت به وضعیت قطعی و انسداد دوباره وجود دارد كه مانع از سرمایهگذاری كامل كاربران روی پلتفرمهای خارجی میشود. از طرف دیگر، در ماههای گذشته بخش بزرگی از كاربران به ناچار در پیامرسانهای ایرانی بازیابی شده و روابط كاری و خانوادگی خود را آنجا شكل دادهاند. اكنون بازگشت به فضای خارجی با این چالش روبهروست كه هنوز نمیتوان تمام آن شبكه مخاطبان را به راحتی در پلتفرمهای بینالمللی بازیابی كرد.
نتیجه، سرگردانی میان دو فضا، اتلاف وقت برای روشن و خاموش كردن مداوم VPN و ایجاد الگوی تازهای از «خستگی دیجیتال» است. جامعه ایران امروز در برزخی دیجیتال ایستاده است؛ برزخی میان حق و محدودیت، اتصال و انسداد، داخل و خارج. اینترنت دیگر یك ابزار لوكس نیست، بلكه بخشی از زیرساخت زندگی روزمره است. ادامه این وضعیت مبهم و نوسان میان وعدههای دولت و موانع موجود، تنها فرسودگی بیشتر كاربران و تعمیق بیاعتمادی عمومی را در پی خواهد داشت. شكستن این طلسم، نه فقط به اراده دولت، بلكه به شفافیت حقوقی و پذیرش اینترنت به عنوان یك حق بنیادین نیاز دارد./ اعتماد



