zoomit

علم گریه؛ چرا فقط انسان‌ها از فرط احساسات اشک می‌ریزند؟

علم گریه؛ چرا فقط انسان‌ها از فرط احساسات اشک می‌ریزند؟

در گروه‌های کوچک شکارچی–گردآورنده که بقا به پشتیبانی و هماهنگی وابسته بود، توانِ اعلام سریع و صادقانه نیاز و آشفتگی هیجانی می‌توانست نجات‌بخش باشد. اشک‌های احساسی شاید به ترمیم رابطه پس از تعارض، نشان‌دادن پشیمانی یا اعلام ناتوانی کمک کرده‌اند. همان آسیب‌پذیریِ آشکار یعنی چشم‌های پراشک، شاید دقیقاً همان چیزی بوده که مانع فروپاشی گروه‌ها زیر فشار زندگی روزمره می‌شده است.

بیشتر بخوانید

اشک‌ها و تاثیری که بر بدن دارند

اگر از کسی بپرسید بعد از گریه‌ای حسابی، چه احساسی دارد، اغلب یک جواب ساده می‌شنوید: سبک‌تر. نه لزوماً شاد ولی آرام‌تر.

علم هنوز در حال درک درک رفتار گریه کردن است. بعضی پژوهش‌ها نشان می‌دهند که گریه در شرایط مناسب، می‌تواند به تنظیم سیستم عصبی کمک کند. نکته همین «شرایط مناسب» است: گریه در محیطی خصمانه یا احساس شرمندگی بابت اشک‌ها می‌تواند حالتان را بدتر کند، اما گریه در جای امن، با زمان کافی و گاهی همراه با حمایت و دلجویی دیگران، معمولاً آرامش می‌آورد.

انسان‌ها برای پرورش نوزادان ناتوان و زنده ماندن در گروه‌های پیچیده، ابزارهای اجتماعی مانند اشک احساسی را تکامل داده‌اند

از نظر زیست‌شیمی، اشک‌های احساسی حاوی مولکول‌هایی مرتبط با استرس هستند. هنوز مشخص نیست رها شدن این اشک‌ها چقدر می‌تواند شیمی بدن را تغییر دهد، اما خود گریه تغییرات عمیقی در بدن ایجاد می‌کند: تنفس و ضربان قلب عوض می‌شوند، عضلات دچار تنش و رهایی می‌شوند، هق‌هق می‌کنیم، هوا را می‌بلعیم و مکث می‌کنیم. بدن بین برانگیختگی و آرامش نوسان می‌کند، مثل موج‌هایی که بالا می‌آیند و فرو می‌نشینند.

اشک‌ها فقط برای دیگران نیستند؛ با خود ما هم حرف می‌زنند. شاید متوجه نشده‌اید جدایی از عزیزی چقدر ویران‌کننده بوده تا وقتی بر سر مهربانیِ تصادفیِ غریبه‌ای اشکتان سرازیر می‌شود. شاید تا وقتی اشک‌ها در لحظه ساده و غیرمنتظره‌ای جاری نشده‌اند، متوجه نشده‌اید چقدر به فرزندتان افتخار می‌کنید: مثلاً وقتی اولین قدمش را برمی‌دارد یا نقاشی‌اش را روی یخچال می‌چسباند.

وقتی اشک‌ها جاری می‌شوند، اغلب نشان می‌دهند که چه چیزهایی برای ما واقعا اهمیت دارند. ما برای چیزهای مهم گریه می‌کنیم و چیزهای بی‌اهمیت هرگز باعث اشک نمی‌شوند. بعضی اشک‌ها از دیگران همدلی می‌طلبند و بعضی دیگر به خودمان پیام می‌دهند: «این مهم است. به آن توجه کن.»

اشک، فرهنگ و قواعد آموخته‌شده

اگر اشک‌های احساسی بخشی از سیم‌کشی طبیعی بدن ما هستند، فرهنگ مشخص می‌کند چه زمانی، کجا و با چه کسی می‌توانیم این احساسات را نشان دهیم. در بعضی خانواده‌ها، اشک‌ها در عروسی، مراسم عزاداری و حتی پای میز شام آزادند. اما در خانواده‌های دیگر، کودک زود یاد می‌گیرد گریه کردن با تمسخر یا تنبیه روبه‌رو می‌شود.

در بسیاری از جوامع، جنسیت هم نقش دارد. زنان اغلب اجازه دارند و حتی انتظار می‌رود در شرایطی مانند در غم، شادی یا خستگی گریه کنند. مردان اما معمولاً تشویق می‌شوند که اشک‌ها را فرو دهند تا نشان دهند قوی هستند. نتیجه این نیست که احساسات کمتر شوند، بلکه این است که بیشتر پنهان می‌شوند؛ احساسی که ممکن است به تنش، سکوت یا خشم تبدیل شود.

بااین‌حال، فرهنگ در حال تغییر است. در ورزش، سیاست و دنیای سرگرمی، گریه آشکار مردان و همه افراد آرام‌آرام کمتر با شرم همراه می‌شود. درواقع، توان گریه کردن نشانه ضعف نیست. مثل فولادی که هرگز خم نمی‌شود و در نهایت می‌شکند، آدمی که اجازه نمی‌دهد احساساتش دیده شوند، آسیب‌پذیر می‌شود.

چطور گریه دیگران را قضاوت می‌کنیم

وقتی کسی گریه می‌کند، اغلب در ذهنمان می‌پرسیم: واقعی است یا می‌خواهد فریب بدهد؟ این غریزه تفسیر بخشی از تجربه انسانی محسوب می‌شود.

اشک‌های احساسی می‌توانند دلسوزی، ناراحتی یا حتی تحریک‌پذیری ایجاد کنند. در بعضی موقعیت‌ها خلع‌سلاح‌کننده‌اند و در بعضی دیگر غیرحرفه‌ای به نظر می‌رسند. مثلاً اشک یک سیاستمدار در دادگاه ممکن است شک و تردید دیگران را برانگیزد، اما همان اشک در اتاق درمان می‌تواند نشانه گشودگی و اعتماد باشد. همان قطره‌های شفاف، معناهای متفاوت دارند.

منبع : زومیت

مشاهده بیشتر
دانلود نرم افزار

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا