داستان عجیب زرا کولبرن؛ نابغه ریاضی که مدرسهرفتن استعدادش را نابود کرد

داستان عجیب زرا کولبرن؛ نابغه ریاضی که مدرسهرفتن استعدادش را نابود کرد
کالبدشکافی یک پدیده: ۱۲ انگشت و یک مغز موازی
زرا کولبرن (Zerah Colburn) با یک ویژگی فیزیکی خاص به دنیا آمده بود که در آن زمان به شدت مورد توجه قرار گرفت: او در هر چهار دست و پا، ۶ انگشت داشت. از منظر تحلیلهای فیزیولوژیک آن زمان، این ویژگی فیزیکی با نبوغ ذهنی او پیوند داده میشد، گویی طبیعت قصد داشته است با اضافه کردن اندامهای فیزیکی، ظرفیتهای عصبی او را نیز گسترش دهد. این وضعیت که به آن پلیداکتیلی (Polydactyly) میگویند، از پدرش به ارث رسیده بود و در میان برادرانش هم دیده میشد.
در سال ۱۸۱۴، زمانی که زرا در لندن به اوج شهرت رسیده بود، تحت یک عمل جراحی بسیار دردناک قرار گرفت. آنتونی کارلایل، جراح مشهور و عضو انجمن سلطنتی، انگشتان اضافی دست او را بدون هیچ ماده بیهوشی برید. تصور کنید کودکی ۹ ساله، در حالی که کاملاً هوشیار است، درد ناشی از بریدن استخوان و گوشت را تحمل میکند تا فقط در ظاهر، عادی به نظر برسد. خانوادهاش از جراحی انگشتان پای او خودداری کردند، چون معتقد بودند پاهایش بهدلیل پوشیدن کفش ارزش ریسک عفونت و مرگ را ندارد.
کشف نبوغ در کارگاه نجاری
زرا در تابستان سال ۱۸۱۰ درحالیکه هنوز شش سالش تمام نشده بود، تنها شش هفته به مدرسهی محلی رفته بود و هیچ آموزشی در زمینهی حساب یا ریاضیات پیشرفته ندیده بود. پدرش درحالی که در کارگاه خود مشغول کار با چوب بود، متوجه شد که پسر خردسالش در حال تکرار جداول ضرب برای خودش است. زمزمههایی مثل «پنج برابر هفت میشود سی و پنج»، پدر را از کار بازداشت.
کنجکاوی پدر به آزمایشی منتهی شد که نتیجهاش مثل بمب صدا کرد. وقتی آبیا از او خواست تا حاصلضرب ۱۳ در ۹۷ را بگوید، پاسخ آنی زرا چنان تکاندهنده بود که خبر این توانایی به سرعت در کابوت و شهرهای مجاور پیچید و مردم، قضات و وکلای منطقه برای دیدن این کودک که به جای بازی با همسالان، با اعداد کلان کلنجار میرفت، هجوم آوردند.
وقتی نبوغ قربانی سودجویی شد
پدر زرا خیلی زود فهمید که نبوغ پسرش بسیار سودآورتر از نجاری است. او زرا را از مدرسه بیرون آورد و سفری نمایشی را آغاز کرد که از دهکدههای ورمونت شروع شد و به پایتختهای مختلف دنیا رسید. در بوستون، دانشمندان دانشگاه هاروارد برای دیدن این کودک نابغه صف کشیدند و پرسشهایی طرح میکردند که حتی برای ریاضیدانان حرفهای هم زمانبر بود. مثلا از او میپرسیدند: «در ۲۰۰۰ سال چند ثانیه وجود دارد؟» و او در عرض چند ثانیه پاسخ میداد: «۶۳,۰۷۲,۰۰۰,۰۰۰».
نخبگان بوستون پیشنهاد ۵هزار دلاری برای آموزش او ارائه دادند؛ اما پدرش نپذیرفت
یکی از نقاط عطف این دوره، زمانی بود که نخبگان بوستون پیشنهادی ۵۰۰۰ دلاری که در آن زمان ثروتی قابل توجه بهشمار میرفت، برای تحصیل زرا ارائه دادند. شرط آنها ساده بود: پدر باید سرپرستی آموزشی او را واگذار میکرد تا زیر نظر استادان برجسته، ریاضیات را بهصورت آکادمیک بیاموزد.
اما آبیا با یک حسابوکتاب سرانگشتی فهمید که اجرای نمایشهای عمومی سود بیشتری خواهد داشت. پس پیشنهاد را رد کرد؛ تصمیمی که شاید مسیر دیگری را پیش پای تاریخ ریاضیات میگذاشت. اگر زرا آموزش نظاممند میدید، چهبسا امروز نامش در کنار بزرگان این علم مطرح میشد، نه صرفاً بهعنوان نابغهای که تواناییهایش در سالنهای نمایش به تماشا گذاشته شد.
شکستن کدهای فرما با سرعت نور
در ژانویه ۱۸۱۲، زرا و پدرش وارد لندن شدند. بلیتهای نمایش زرا به قیمت یک شیلینگ فروخته میشد؛ چیزی در حدود قیمت یک وعده ناهار معمولی در لندن آن زمان. تماشاگران زرا فقط مردم عادی نبودند؛ پادشاهان، شاهزادگان و بزرگترین دانشمندان زمان مانند پرنسس شارلوت، دوک گلاستر و سِر هامفری دیوی برای تماشای این پدیده میآمدند.
زرا در لندن کارهایی انجام داد که حتی با استانداردهای امروز هم غیرممکن به نظر میرسد. او ششمین عدد فما را در عرض چند لحظه فاکتورگیری کرد. ریاضیدانان بزرگ اروپا قرنها فکر میکردند که عدد ۴,۲۹۴,۹۶۷,۲۹۷ یک عدد اول است. اما زرا اعلام کرد که این عدد بر ۶۴۱ قابل قسمت است. او هیچ فرمولی روی کاغذ نمینوشت؛ او فقط پاسخ را «میدید».
زرا در پاسخ به سوالات مربوط به توانهای اعداد نیز مهارت عجیبی داشت؛ به عنوان مثال، وقتی از او خواسته شد عدد ۸ را به توان ۱۶ برساند، در عرض چند ثانیه، عدد ۲۸۱,۴۷۴,۹۷۶,۷۱۰,۶۵۶ را اعلام کرد. زرا بعدها در خاطراتش توضیح داد که برای ضرب اعداد چهار رقمی در هم، آنها را به اعداد کوچکتر فاکتورگیری میکرد تا بار حافظهی کاری خود را کاهش دهد.
نکتهی قابل تامل در این دوران، برخورد جامعهی علمی با زرا بود. انجمنهای علمی لندن او را تحت آزمایشهای دقیق قرار دادند تا مطمئن شوند او از هیچ ابزار مکانیکی یا تکنیکهای مخفی استفاده نمیکند.
ناظران گزارش کرده بودند که زرا هنگام محاسبات، لبهایش را تکان میدهد، گویی در حال ادای کلمات است، اما سرعت او چنان بود که هیچ بشری با قلم و کاغذ نمیتوانست با او رقابت کند. این سطح از شهود عددی در کودکی که حتی قادر به نوشتن صحیح اعداد روی کاغذ نبود، نشاندهندهی یک ساختار عصبی موازی برای پردازش دادهها بود.
منبع : زومیت



