آسیب مغزی چگونه میتواند بر خلاقیت تاثیر بگذارد؟

آسیب مغزی چگونه میتواند بر خلاقیت تاثیر بگذارد؟
تیم تحقیقاتی بهطور خاص به این موضوع علاقهمند بود که آیا خلاقیت به یک مدار خاص مغزی مربوط است و آیا آسیب به این مدار با تغییرات در ظرفیت خلاقیت که در پی آسیب مغزی و بیماریهای عصبی رخ میدهد، همخوانی دارد یا نه.
محققان با استفاده از نقشهبرداری شبکهای از دادههای فراتحلیلی حدود ۸۵۷ شرکتکننده، دریافتند که خلاقیت به یک مدار مغزی که در قسمت جلویی مغز و در ناحیهای به نام قطب پیشانی راست قرار دارد، مرتبط است و آسیب رسیدن به این ناحیه از مغز که به آن «مدار خلاقیت» گفته میشود، میتواند در برخی موارد به تغییراتی در خلاقیت منجر شود و کاهش یا افزایش آن را به دنبال داشته باشد.
محققان معتقدند این مدار خلاقیت در افرادی که رفتار مغزی معمولی (دارای قابلیت تصمیمگیری منطقی و حافظه و تمرکز و پردازش اطلاعات در حد معمولی) دارند، ممکن است بهعنوان یک «ترمز» برای خلاقیت عمل کند. به عبارت دیگر، این ناحیه ممکن است جلو بروز افکار و ایدههای خلاقانه را بگیرد تا فرد در زندگی روزمرهاش تصمیمهای منطقیتر بگیرد و از خیالات بیپایه و اساس دوری کند.
بر اساس یافتهها، در مواردی که این مدار به دلیل جراحت یا بیماری مغزی آسیب میبیند، در ابتدا ممکن است کاهش خلاقیت را شاهد باشیم، اما در برخی موارد هم این آسیب میتواند ترمز خلاقیت را آزاد کند.
به گفته دکتر رندی دامیگو، از بیمارستان نورتول لنوکس هیل، این مطالعه نگاه و تفکر ما را درباره آسیبهای مغزی و سلامت روان تغییر میدهد، زیرا نشان میدهد که آسیب مغزی نابود کننده نیست، و میتواند تواناییهای غیرمنتظرهای را نیز آزاد کند.
او اشاره میکند که این شبکههای مغزی مرتبط با خلاقیت نهتنها تحت تاثیر آسیبهای مغزی و بیماریهای عصبی قرار میگیرند، بلکه اختلالات روانی نیز میتوانند بر این ارتباط اثر بگذارند. دکتر دامیگو توضیح میدهد که در مواردی مانند اختلال دوقطبی، کاهش کنترل مغز و اتصالات آزادتر در عین حال که میتواند به مشکلاتی در تفکر و رفتارهای تکانشی منجر شود که زندگی روزمره را پیچیده میکند، ممکن است باعث تولید ایدههای خلاقانه و غیرمعمول هم بشود.
دکتر دامیگو اضافه کرد: «اگر کسی در ۵۰ سالگی شروع به نقاشی کند یا ناگهان به نوشتن علاقهمند شود، این احتمالا به دلیل کشف چیزی است که همیشه درونش داشته، یا ممکن است حاصل تجربیات زندگی، الهامهای جدید یا رشد شخصی باشد، اما اگر این جریان آزاد خلاقیت با تغییرات شخصیتی و تمرکز وسواسگونه همراه شود، ممکن است وقت آن باشد که به دنبال درمان پزشکی برود.»
او همچنین اشاره کرد که برخی اختلالات مغزی مانند زوال عقل پیشانیــتمپورال که درصد کمی از افراد به آن مبتلا میشوند، هم باعث از دست دادن برخی تواناییهای شناختی میشود هم میتواند برخی خلاقیتهای غیرمنتظره را هم به دنبال داشته باشد. بنابراین، اگر رفتار کسی به طور قابلتوجهی تغییر کند، ممکن است لازم باشد که دقیقتر بررسی شود.